واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
840
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
توانست نقش منجى و آزادكننده را ايفاء كند . دستجات لشكر مغول فقط از مردم اطلاعاتى دربارهء كوچلك مىخواستند و به اموال ايشان كارى نداشتند ، بطورى كه كاشغريانى ، كه جوينى « 1 » اين اخبار را از ايشان كسب كرده بوده ، ورود مغولان را رحمت الهى مىشمردند . مغولان در سارى كول ( ساريققول ) « 2 » به كوچلك رسيدند و وى را كشتند . بنا به گفتهء تاريخ چينى ، چژهبه ( جبه - يمه ) خسيمايلى را مأمور كرد كه « با سر بريدهء كوچلك سراسر متصرفات نايمانان را بپيمايد » و پس از آن همهء شهرها در برابر مغولان سر اطاعت فرود آوردند . مغولان بدون اينكه به اموال اهالى صلحطلب كارى داشته باشند ، مع هذا غنيمت فراوان به دست آوردند و چژهبه ( جبه ، يمه ) هزار اسب پوزه -
--> ( 1 ) - « متون » ، ص 106 ( جوينى ؛ همچنان در چاپ قزوينى ، I ، 50 ) . ( 2 ) - به گفتهء رشيد الدين ( چاپ برزين ، بخش XV ، ( متن ، 63 ) ؛ ترجمه ، 40 ) ، و افسانهء مغولى ( ساليخون - رجوع شود به « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 131 ، ( چاپ كوزين ، 174 ) و جمال قرشى ( « متون » ، ص 133 ) چنين است . به گفتهء جوينى ( نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 23 ) ، كوچلك در درهء وزارى بدخشان كشته شد ( در چاپ قزوينى ، I ، 50 : « ورارنى » ) . ( در چاپ انگليسى « تركستان » l ؟ . Saryku پ . پليو در اينباره مىگويد كه در متن رشيدى الدين « ساريق قول » آمده و اين كلمه را بايد فقط « ساريقكل » ( « رود زرد » ) خواند نه « ساريق كول » - كه در چاپ برزين آمده . در « افسانهء نهان » « ساليخ كون » نوشته شده نه « ساريق كون » ، و اين تحريفى است كه در قرن 14 ميلادى وارد شده . در متن بدوى افسانه نيز « ساريقكل » آمده . ( رجوع شود به : ( 52 . Notes sur le « turkestan » , P ) ، - . Pelliot تحريريه ) .